محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
35
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
رأس آنان قهرمان اين داستان يعنى همان « زيوسودرا » قرار داشت « 1 » . 2 . قصّهء بابلى توفان قصّه جلجاميش : دير زمانى بشر از داستان بابلى توفان جز از لابهلاى روايت « بيروسوس » كه به زبان يونانى نوشته شده بود ، چيزى نمىدانست ( كه در اين باره سخن خواهيم گفت ) تا اينكه « ه . رسام / H . Rassam » در سال 1853 م به نسخهاى از روايت بابلى توفان در كتابخانهء مشهور « آشور بنيپال » ( 668 - 626 ق . م ) در پايتخت آشورى نينوا كه قدمت آن به قرن هفتم قبل از ميلاد بر مىگردد ، دست يافت . در روز سوم ماه دسامبر سال 1872 م « سيدنى اسميت » اعلام كرد كه موفق شده است كه پارههاى پراكندهء اسطورهء جلجاميش را كه دوازده سرود ( و بايسته است كه بگوييم در دوازده لوح ) نوشته شده است ، فراى هم آورد كه لوح يازدهم قصّه توفان را در بر دارد « 2 » . امّا دربارهء « جلجاميش » بايد گفت كه او يكى از پادشاهانى بود كه نامشان در زمرهء پادشاهان وركاء در روزگار نخستين خاندان ثبت است و از آن خاندان جز نام پادشاهانشان چيزى نمىدانيم ، چنان كه برخى از آنان همچون جلجاميش موضوع داستانها و سرودهاى اساطيرى واقع شدهاند ، امروزه دانشوران اين نظرگاه را ترجيح مىدهند كه اين پادشاهان در عراق ( و در شهر وركاء ) پيش از روزگار پيدايى خاندانها و يا آغازين سالهايش فرمان مىراندند . « 3 » اگر چه امكان تعيين تاريخ تقريبى روزگار « جلجاميش » از طريق سنگ نوشتهء موجود در موزهء عراق ( هر چند با مبناى ناشناخته ) همواره وجود دارد ، چنان كه بر آن نوشته است كه « ان مى - براج - سى » ، پادشاه كيش . و ثابت شده است كه او پادشاه بيست و دوم از خاندان نخستين بوده است . « إن مى - براج - سى » در عين حال پدر « أجا » ديگر پادشاه كيش نيز هست كه بر ضد « جلجاميش » پنجمين پادشاه وركاء ( چنان كه از اسطورهء سومرى « جلجاميش و أجا » بر مىآيد ) به نبرد برخاست « 4 » .
--> ( 1 ) . Werner Keller , The Bibleas History , London , 1967 , p . 50 - 51 ; Woolley , L . op . cit . , p . 36 . ( 2 ) . جيمز فريزر ، پيشين ص 96 - 97 M . F . Unger's Bible Dictionary , p . 371 . ( 3 ) . طه باقر ، مقدمة فى تاريخ الحضارات القديمة ، 1 / 459 . ( 4 ) . نجيب ميخائيل ، پيشين ، ص 265 - 267 . S . N . Kramer , inANET , p . 44 - 47 .